هر روز غروب همدیگر را ملاقات می کردیم. او برای من پناه کوچکی بود. خسته از شقاوت های مردم و درشتی های روزگار، برای دقایقی در عشق وحشی و ترسان او غرق می شدم. آرامش می یافتم و باورم را به محبت، پاکی و شع
برچسب:
نویسنده: امیر رحمانی
بیست و سومین شماره ی فصلنامه ی ادبیات داستانی «برگ هنر» به همت والای دوست اندیشمندم ، جناب آقای اقبال معتضدی و دیگر همکارانش چاپ و منتشر شد. باز هم افتخار داشته ام در این شماره همراه کوچکی برای زسالت
برچسب:
نویسنده: امیر رحمانی